کتاب سرافینا دو، و عصای مارپیچ
کتاب حاضر نوشتهٔ رابرت بیتی با ترجمهٔ مروا باقریان در انتشارات پرتقال چاپ شده است. در بیلتمور اتفاقات ناگوار مرموزی میافتد و همه سرافینا را متهم میکنند. سرافینا هم که دلش شکسته از خانه فرار میکند و به جنگل میرود.
500٬000 تومان
موجود
سرافینا لابهلای بوتههای جنگل مهتابی کمین کرده بود و بیآنکه چشم از شکارش بردارد، نزدیک سطح زمین، دزدکی جلو میرفت. تنها چند قدم جلوتر از او، موش جنگلی بزرگی داشت سوسکی را که از زمین بیرون کشیده بود میجوید. قلبش محکم و یکنواخت توی سینهاش میتپید و با هر تپش، یواش و بیصدا به موش نزدیکتر میشد. ماهیچههای بدنش، آمادهٔ جهش، از هیجان میلرزیدند، اما او عجله نکرد. شانههایش را به عقب و جلو چرخاند تا زاویهٔ حملهاش را تنظیم کند و منتظر لحظهٔ مناسب ماند. وقتی موش دولا شد تا سوسک دیگری بردارد، سرافینا پرید.
درست همان لحظه که جست زد، موش از گوشهٔ چشمش او را دید. سرافینا اصلاً سر درنمیآورد چرا وقتی حمله میکند، همهٔ حیوانات جنگل از ترس خشکشان میزند. اگر مرگ از دل تاریکی، با چنگودندان روی او میپرید، او میجنگید یا پا به فرار میگذاشت یا بالاخره کاری میکرد. کسی از حیوانات کوچک جنگلی مثل موش و خرگوش و سنجاب توقع ندارد شجاع باشند، ولی آخر از وحشت میخکوب شدن چه فایدهای دارد؟
تا روی موش افتاد، به یک چشم به هم زدن آن را در چنگش گرفت و بلند کرد. حالا که دیگر حسابی کار از کار گذشته بود، موش بنا کرد به وول خوردن و گاز گرفتن و چنگ انداختن. بدن کوچک پشمالویش مثل مار میلولید و قلب ریزهمیزهاش با سرعت وحشتناکی تاپتاپ میکرد.
| وزن | 275 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 19 سانتیمتر |
| ناشر | پرتقال |
| موضوع | داستانهای نوجوانان آمریکایی |
| مترجم | مروا باقریان |
| شابک | 9786222740092 |
| نوع جلد | شومیز |
| نویسنده | رابرت بیتی |
| قطع | رقعی |
| تعداد صفحه | 342 |

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.